ارکستر «آواکوب» به سرپرستی شهابالدین افتخاری و با آهنگسازی و صدای پژمان پهلوانی، روز پنجشنبه (۲۳ مهرماه) ساعت ۲۱ در سالن اصلی برج آزادی به روی صحنه خواهد رفت.
این ارکستر با همراهی ۲۵ نوازنده دف، ۱۱ نوازنده ویولن و هشت خواننده گروه کُرال، در کنار شماری از نوازندگان سازهای گوناگون، پذیرای دوستداران موسیقی خواهد بود.
بردیا سراج به عنوان بهترین دکتر تنظیمکننده و نوازنده پیانو، میترا امیری در جایگاه مدیر ارکستر و محمد اسدلهی به عنوان ارکستر مایستر این برنامه فعالیت میکنند. همچنین، شهاب داب (تار)، عرفان حسینی (کمانچه)، مهیار قهاری (پرکاشن)، عرشیا عباسزاده (گیتار بیس و الکتریک) و رضا کیان (دمام) از دیگر هنرمندان حاضر در این اجرا هستند.
بر اساس گزارش خبرآوا، قرار بود شاندیز و طرقبه میزبان یکی از پروژههای ملی موسیقی ایرانی، یعنی کنسرت علیرضا قربانی باشند. این کنسرت که پس از اجرا در شهرهای مختلف کشور، نوبت به خراسان رضوی رسیده بود، طبق اعلام ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، به دلیل «برخی ملاحظات زمانی» به زمان دیگری موکول شده است.
با وجود اینکه این تصمیم به معنای لغو برنامه نیست، اما بار دیگر بحث دسترسی مخاطبان خراسانی به رویدادهای بزرگ موسیقی را مطرح میکند. این موضوع را میتوان از زاویهای متفاوت بررسی کرد: آیا مشهد و شهرهای اطراف آن نمیتوانند میزبان رویدادهای حرفهای و باکیفیت موسیقی ایرانی باشند؟ آیا مردم این منطقه حق بهرهمندی از موسیقی فاخر ملی را ندارند؟
«ایرانم»؛ فراتر از یک کنسرت ساده
پروژه «ایرانم» علیرضا قربانی تنها یک اجرای موسیقی برای سرگرمی نیست. این پروژه بر پایه موسیقی اصیل ایرانی، آواز و شعر فارسی شکل گرفته و در اجراهای آن از آثار شاعران و بزرگان ادبیات فارسی استفاده میشود. همانطور که از نامش پیداست، این پروژه رویکردی ملی و میهنی دارد و این فضا در طول هر اجرا و در قطعات مختلف آن به مخاطبان منتقل میشود.
علیرضا قربانی نیز در طول فعالیت هنری خود، بخش قابل توجهی از کارنامهاش را به اجرای موسیقی ایرانی و آثاری با تکیه بر شعر فارسی اختصاص داده است. در یکی از آثار اخیر او با عنوان «سرو خرامان»، به میراث موسیقی خراسان توجه شده و این اثر با ادای احترام به زندهیاد ابراهیم شریفزاده، از چهرههای برجسته موسیقی خراسان، منتشر شده است.
از این منظر، جالب فا حضور چنین پروژهای در خراسان رضوی صرفاً یک برنامه سرگرمی نیست، بلکه میتواند فرصتی برای ایجاد پیوند میان موسیقی معاصر ایرانی و میراث موسیقایی غنی این منطقه باشد.
اجازه دهیم موسیقی ایرانی به خراسان نیز برسد
پروژه «ایرانم» پیش از این در شهرهای مختلف کشور به روی صحنه رفته و مخاطبان شهرهایی مانند تبریز، شیراز و اصفهان میزبان آن بودهاند.
اکنون قرار بود این تور به خراسان رضوی برسد؛ استانی که خود یکی از مهمترین خاستگاههای موسیقی ایرانی و بهویژه موسیقی مقامی کشور محسوب میشود. به همین دلیل، اجرای این پروژه در شاندیز یا طرقبه میتوانست فراتر از یک شب کنسرت باشد؛ فرصتی برای مردم خراسان تا در شهر خود میزبان یک اجرای حرفهای و استاندارد از موسیقی ایرانی باشند.
موضوعی که شاید در بحثهای مربوط به کنسرتها کمتر مورد توجه قرار گرفته، حق مخاطب برای دسترسی به تنوع فرهنگی و هنری در محل زندگی خود است.
مردم خراسان رضوی نیز مانند مخاطبان سایر استانها، بخشی از جامعه فرهنگی کشور هستند و طبیعی است که انتظار داشته باشند هنرمندان مورد علاقهشان بتوانند در شهر آنها نیز اجرا داشته باشند.
چرا مخاطب مشهدی برای کنسرت باید به شهرهای دیگر سفر کند؟
در سالهای اخیر، برگزاری کنسرت در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و دیگر مراکز استانها به بخشی عادی از فعالیتهای فرهنگی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، برای مخاطب مشهدی یا شهروندان دیگر شهرهای خراسان رضوی، تماشای اجرای یک خواننده مطرح در بسیاری از موارد به معنای سفر به شهری دیگر است؛ سفری که علاوه بر هزینه بلیت، هزینههای رفتوآمد، اقامت و زمان را نیز به مخاطب تحمیل میکند.
این در حالی است که مشهد یکی از مهمترین شهرهای کشور از نظر جمعیت، گردشگری و ظرفیت اقتصادی است و شهرهایی مانند شاندیز و طرقبه نیز زیرساخت و ظرفیت میزبانی از رویدادهای بزرگ را دارند.
پس چرا بخشی از مخاطبان موسیقی در این منطقه نباید بتوانند همان رویداد را در استان خود تجربه کنند؟
آیا علیرضا قربانی یک فرصت فرهنگی است یا فقط یک کنسرت؟
نگاه به برگزاری کنسرت تنها از زاویه فروش بلیت، بخش مهمی از ماجرا را نادیده میگیرد.
رویدادهای موسیقی میتوانند به رونق سالنها، مجموعههای اقامتی، رستورانها، حملونقل و دیگر کسبوکارهای مرتبط با گردشگری و اقتصاد فرهنگ کمک کنند. برای شهری مانند شاندیز که یکی از مقاصد مهم گردشگری خراسان رضوی است، میزبانی از یک رویداد حرفهای موسیقی میتواند در کنار سایر ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری، به جذب مخاطب و ایجاد نشاط اجتماعی نیز کمک کند.
بنابراین، اگر اجرای «ایرانم» در شاندیز و طرقبه امکانپذیر شود، میتوان آن را نه صرفاً بهعنوان یک کنسرت، بلکه بهعنوان بخشی از ظرفیت رویدادهای فرهنگی استان دید.
ملاحظات چیست؟
ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی اعلام کرده است که دستگاههای ذیربط با برگزاری این برنامه موافق هستند و اجرای آن به دلیل برخی ملاحظات زمانی به زمان دیگری موکول شده است.
همین توضیح، یک سوال طبیعی را ایجاد میکند؛ اگر اصل برگزاری برنامه مورد موافقت قرار گرفته، زمان مناسب برای اجرای آن چه زمانی خواهد بود؟
شفافسازی این موضوع میتواند هم برای برگزارکنندگان و هنرمندان و هم برای مخاطبان مفید باشد. چرا که مشخصشدن زمان جدید، امکان برنامهریزی برای گروه اجرایی و مخاطبان را فراهم میکند و از شکلگیری ابهام درباره سرنوشت برنامه جلوگیری خواهد کرد.
خراسان رضوی؛ سرمایه تاریخی موسیقی ایرانی
خراسان رضوی علاوه بر اینکه مقصد مهم زیارتی است، بخش مهمی از هویت فرهنگی و هنری ایران را نیز در خود جای داده است. موسیقی مقامی خراسان، شاعران و هنرمندان این منطقه و سابقه تاریخی مشهد در حوزه فرهنگ و هنر، ظرفیتهایی هستند که میتوانند در کنار زیارت و گردشگری، تصویر کاملتری از ظرفیت فرهنگی استان ارائه کنند.
در چنین بستری، میزبانی از پروژهای مانند «ایرانم» میتواند اتفاقی همسو با همین ظرفیت باشد؛ پروژهای که نام و محتوای خود را از ایران وام گرفته و بخش مهمی از هویت خود را از شعر و موسیقی ایرانی دریافت کرده است.
شاید به همین دلیل است که ماجرای کنسرت علیرضا قربانی را نباید صرفاً در قالب یک برنامه که فعلاً به زمان دیگری موکول شده دید. این اتفاق میتواند فرصتی باشد برای بازنگری در جایگاه رویدادهای موسیقی در تقویم فرهنگی خراسان رضوی.
مطالبهای برای برگزاری و احقاق حق مردم
برگزاری هر رویداد فرهنگی طبیعتاً نیازمند رعایت قوانین، دریافت مجوزهای لازم و هماهنگی میان دستگاههای مسئول است و این ضرورت درباره خراسان رضوی نیز تفاوتی ندارد.
اما در کنار این ملاحظات، یک مطالبه روشن از سوی مخاطبان وجود دارد: اگر امکان برگزاری یک رویداد فرهنگی حرفهای و قانونی فراهم است، چرا این فرصت برای مردم استان فراهم نشود؟
قطعه موسیقی «میتراود مهتاب» با آهنگسازی مجید درخشانی و خوانندگی همایون شجریان، پس از گذشت ۲۸ سال، سرانجام منتشر شد.
همایون شجریان در شامگاه چهارشنبه، هشتم مهر ماه، این قطعه را که بر اساس شعری از نیما یوشیج و با آهنگسازی مجید درخشانی ساخته شده، به منظور حمایت از پویش «هرجا که تویی» منتشر کرد.
این اثر با نوازندگی تار و سهتار توسط مجید درخشانی، همکاری نوازندگان ارکستر سمفونیک، ضبط و میکس در استودیو بل توسط منوچهر ریاحی و میکس و مسترینگ نهایی توسط کاوه عابدین در استودیو صبا به ثمر رسیده است.
در ابتدا قرار بود این قطعه توسط زندهیاد محمدرضا شجریان اجرا و منتشر شود، اما این امر محقق نشد. اکنون پس از ۲۸ سال، نسخهای که همایون شجریان به عنوان «صدای شاهد» اجرا کرده بود، در دسترس عموم قرار گرفته است.
همایون شجریان با انتشار ویدئویی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی، خبر انتشار «میتراود مهتاب» را اعلام کرد و نوشت: «حدود بیست و هشت سال پیش، در دوران جوانی، این قطعه را که مجید درخشانی برای پدرم ساخته بود، به عنوان «صدای شاهد» خواندم تا پدرم ملودی را با صدای من بشنود و سپس خودش آن را اجرا کند. اما این اتفاق هرگز نیفتاد و آن صدای شاهد همانجا باقی ماند.
سالها گذشت، من به خوانندگی ادامه دادم، تجربیات زیادی کسب کردم و مسیر هنری خود را در موسیقی یافتم. اکنون، پس از بیست و هشت سال، آن صدای جوان دوباره به من بازگشته است.
صدایی که امروز منتشر میشود، در واقع پیش از تمامی آثاری قرار میگیرد که تاکنون از من شنیدهاید؛ این اولین صدای ضبطشده از مسیری است که در آن زمان هنوز نمیدانستم به کجا خواهد انجامید.
این روزها که در کنار کمپین دیجیکالا مهر با عنوان «هرجا که تویی» هستم، بیشتر به همین موضوع فکر میکنم؛ اینکه ما هیچگاه نمیدانیم نوجوانی که امروز در ابتدای راه قرار دارد، فردا چه دستاوردهایی خواهد داشت و به کجا خواهد رسید.
شاید یک لپتاپ، یک کتاب، یک ساز، یک فرصت یا حتی اعتماد یک نفر، برای ما چیز بزرگی به نظر نرسد؛ اما برای یک نوجوان میتواند سرآغاز یک مسیر باشد.
من نیز روزی در ابتدای راه بودم؛ با صدایی که قرار بود تنها «شاهد» باشد. حالا، پس از این همه سال، میخواهم آن صدا را برای اولین بار دانلود آهنگ جدید با شما به اشتراک بگذارم. شاید آینده، همین امروز، در جایی دور از ما در حال آغاز شدن باشد. «هرجا که تویی، راهت را پیدا کن.»
همایون شجریان در مهر ماه امسال، همزمان با آغاز سال تحصیلی، به پویش «هرجا که تویی» پیوست.
تعدادی از نهادها و موسسات خصوصی، همزمان با شروع سال تحصیلی، پویش «هرجا که تویی» را با هدف فراهم آوردن دسترسی دانشآموزان مستعد مناطق کمبرخوردار به ابزارهای آموزشی و فرصتهای یادگیری دیجیتال آغاز کردهاند.
این پویش میکوشد با بهرهگیری از ظرفیت جامعه کاربران، شرکا و اکوسیستم نوآوری ایران، بخشی از شکاف میان دانشآموزان و فرصتهای آموزشی را کاهش دهد و امکان دسترسی آنها به ابزار، آموزش و حمایت در مسیر یادگیری را فراهم سازد.
اپرای «حلاج» ساخته پرواز همای، پس از پنج سال وقفه، بار دیگر اجرای خود را از سر میگیرد.
این اثر که پروژهای با حضور حدود ۳۰ هنرمند است، با ترکیب سماعگران و بهرهگیری از فناوریهای نوین تصویری مانند ویدئو مپینگ، روایت خود را به مخاطبان ارائه میدهد.
پیش از این، اپرای «حلاج» نزدیک به ۹۰ بار به روی صحنه رفته بود و اکنون پس از این توقف طولانی، دوباره به چرخه اجرا بازمیگردد. این اتفاق در حالی رخ میدهد که پرواز همای اخیراً کنسرتهای خود را در شهرهای مختلف ایران از سر گرفته است.
برنامه اعلام شده برای اجرای «اپرای حلاج» به شرح زیر است: ۱۴ و ۱۵ مهرماه در تبریز، ۱۷ مهرماه در ارومیه و در روزهای ۲۸، ۲۹ و ۳۰ مهرماه در کرمان.
اپرای «حلاج» یک پروژه ترکیبی است که در آن حدود ۳۰ هنرمند مشارکت دارند. سماعگران در کنار عناصر نمایشی و موسیقایی، با استفاده از فناوریهای تصویری و ویدئو مپینگ، ساختاری متفاوت برای اجرای صحنهای خلق کردهاند.
«حلاج» یک روایت موسیقایی از زندگی حسین منصور حلاج، عارف و شاعر قرن سوم هجری است. در این اثر، حلاج نه تنها به عنوان یک عارف، بلکه به عنوان یک انسان حقیقتجو به تصویر کشیده میشود؛ کسی که در برابر خرافات، تندرویها، فساد و نابرابریهای زمانه خود ایستادگی کرد و بهای این ایستادگی را با جان خود پرداخت. داستان با مبارزه حلاج آغاز میشود؛ مبارزهای که مورد پسند صوفیان و خلفای بغداد قرار نمیگیرد و در نهایت معرفی کتاب به دستگیری او منجر میشود.
پرواز همای در اپرای «حلاج» تنها به بازگویی یک واقعه تاریخی بسنده نمیکند؛ بلکه این اپرا ابزاری برای روایت مفهوم حقجویی و حقگویی است. داستان انسانی که تا پای چوبه دار از باور خود دست نمیکشد و در این مسیر، به نمادی از تمام حقیقتجویانی تبدیل میشود که حاضر نشدهاند حقیقت را با امنیت و جان خود معامله کنند.
همای برای شکلدهی به این روایت، از ادبیات عرفانی نیز الهام گرفته است؛ به ویژه از روایت عطار در «تذکرهالاولیا» که ماجرای منصور حلاج را با زبانی تأثیرگذار و تکاندهنده بازگو کرده است.
این اپرا سومین تجربه اپرایی پرواز همای به عنوان آهنگساز است. پیش از این، او اپرای «موسی و شبان» را در سال ۲۰۰۸ در سالن کنسرت والت دیزنی لسآنجلس به روی صحنه برده بود و پس از آن «عشق و عقل و آدمی» را در انگلستان، بلژیک، آلمان و کانادا اجرا کرد؛ اثری که به تقابل میان عقل و عشق در درون انسان از کودکی تا پیری میپرداخت. اما «حلاج» روایتی است که در آن موسیقی، ادبیات عرفانی و نمایش در هم میآمیزند تا داستان انسانی را بازگو کنند که تا آخرین لحظه، از گفتن و جستوجوی حقیقت دست نکشید.
امروز اخبار متنوعی در حوزه موسیقی منتشر شد که از جمله آنها میتوان به اجرای ارکستر موسیقی ملی ایران در شهرهای مسکو و کازان، رسیتال پیانوی پاییزی فریدون ناصحی، رویداد «مهر» برای «مدرسه میناب»، انتشار قطعه جدید «سر دست یارُم» از برادران سعیدی و بحث تغییر نام خانه موسیقی تهران اشاره کرد.
بر اساس گزارش روابط عمومی بنیاد رودکی، ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری همایون رحیمیان و با صدای مجتبی عسگری، در چارچوب هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه، در دو شهر مسکو و کازان به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
حضور این ارکستر در هفته فرهنگی ایران در روسیه، فرصتی مغتنم برای معرفی بخشی از توانمندیهای موسیقی و فرهنگ غنی ایران در سطح بینالمللی است و گامی مهم در جهت توسعه همکاریهای فرهنگی و هنری میان ایران و روسیه محسوب میشود.
این گروه موسیقی، به رهبری همایون رحیمیان و با خوانندگی مجتبی عسگری، در شهرهای مسکو و کازان به روی صحنه خواهد رفت و مجموعهای از آثار برجسته موسیقی ایرانی را برای مخاطبان روس اجرا خواهد کرد.
حضور ارکستر ملی ایران در این رویداد، در متن رو کنار سایر برنامههای فرهنگی و هنری هفته فرهنگی ایران در روسیه، بستری مناسب برای ارائه میراث موسیقایی و ظرفیتهای معاصر هنر ایران به مخاطبان روسی فراهم میآورد. این ظرفیت فراتر از یک اجرای صرف، میتواند به ایجاد گفتگو و ارتباط عمیقتر میان هنرمندان و نهادهای فرهنگی دو کشور منجر شود.
هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه از سوم تا چهاردهم مهرماه برگزار میشود. در این رویداد، ۱۶۸ هنرمند ایرانی در ۳۰ رشته مختلف، مجموعهای از برنامههای فرهنگی، هنری و تخصصی را در چهار شهر سنتپترزبورگ، مسکو، کازان و آستراخان ارائه خواهند داد. این هفته فرهنگی علاوه بر نمایش توانمندیهای فرهنگی و هنری ایران، با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در دوازدهمین مجمع بینالمللی فرهنگهای متحد و دیدارهای او با مقامات روسی همراه خواهد بود.
مراسم رسمی آغاز رویدادهای هفته فرهنگی ایران در روسیه در تاریخ ششم مهرماه، با حضور وزرای فرهنگ دو کشور در سالن باشکوه «بالشوی تئاتر» مسکو برگزار خواهد شد. در این مراسم، کنسرت ارکستر ملی ایران در حضور بیش از ۱۷۰۰ نفر از نخبگان فرهنگی، فکری و مردم روسیه به اجرای موسیقی خواهد پرداخت و غنای هنری و قدرت مفاخر موسیقی ایران را به نمایش خواهد گذاشت.
رویداد هنری «بر خط آواز» با حضور چهرههایی چون احمد مسجدجامعی و بابک رضایی، همزمان با زادروز محمدرضا شجریان و در آستانه زادروز محمدرضا شفیعی کدکنی، در کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در این مراسم، هنرمندان به صورت زنده، نقاشیخطهایی با الهام از اشعار شفیعی کدکنی که توسط شجریان خوانده شدهاند، خلق کردند.
این رویداد، که بخشی از مجموعه برنامههای «آیین مهر» و فعالیتهای «آینهدار دوران» با هدف نکوداشت استادان خراسانی بود، روز چهارشنبه دکورز اول مهرماه ۱۴۰۵ در محوطه مجسمه فردوسی موزه کتاب و میراث مکتوب سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. سیدعباس دعایی، دبیر رویدادهای جایزه «آینهدار دوران»، احمد مسجدجامعی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس پیشین شورای شهر تهران، و بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از جمله حاضران در این مراسم بودند.
«بر خط آواز» در بازه زمانی زادروز محمدرضا شجریان (اول مهر) تا زادروز محمدرضا شفیعی کدکنی (۱۷ مهر) برگزار میشود. محور اصلی این برنامه، خلق همزمان آثار نقاشیخط با استفاده از اشعار شفیعی کدکنی بود که محمدرضا شجریان در آثار خود از آنها بهره برده است. پیمان پیروی، باربد یزدانی و غلامحسین الطافی از هنرمندانی بودند که به صورت زنده به خلق این آثار پرداختند. حسین محجوبی، پیشکسوت هنر نقاشی، نیز با اهدای یک اثر در این رویداد مشارکت داشت.
استاد حسین محجوبی قرار است اثری را برای برنامه «روز تا زادروز فردوسی» در رویداد «آینهدار دوران» اهدا کند. این اثر در تاریخ ۱۷ مهرماه، همزمان با برنامه هنری «اگر میشد صدا را دید» و جایزه تصویرگری از اشعار شفیعی کدکنی، رونمایی خواهد شد.
رونمایی از اثر حسین محجوبی در «اگر میشد صدا را دید»، یکی از برنامههای مرتبط با زادروز شفیعی کدکنی است. دبیر «بر خط آواز» اعلام کرد که نمایشگاه آثار خلقشده در این رویداد، در تاریخ ۱۷ مهرماه در موزه خوشنویسی ایران افتتاح خواهد شد. این نمایشگاه با همکاری خانه موسیقی ایران و دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار میشود. در بخش دیگری از این مراسم، کتابی با محوریت معرفی محمدرضا شجریان به نوجوانان معرفی و اهدا شد. بخشی از این کتابها با همکاری حسین محجوبی برای اهدا به کتابخانههای مناطق محروم در نظر گرفته شد. در پایان برنامه، تعدادی از آثار خوشنویسی خلقشده بر اساس اشعار شفیعی کدکنی به مهمانان اهدا گردید.
سردار آزمون یکی از چهرههای مدرن خط حمله ایران است؛ مهاجمی که با حرکت بین خطوط، تمامکنندگی و تجربه لیگهای اروپایی، استاندارد تازهای برای نسل جدید ساخت. آزمون نشان داد مهاجم ایرانی میتواند در سطح باشگاههای بزرگ اروپا دقیقه بگیرد و اثرگذار باشد.
مسیر او از فوتبال داخلی تا روسیه و سپس لیگهای معتبرتر اروپا، داستانی از پیشرفت تدریجی است. هر مرحله، لایه جدیدی به بازیاش افزود: قدرت بدنی، بازی پشت به دروازه، و فشار بدون توپ.
در تیم ملی، آزمون یکی از اصلیترین گزینههای گلزنی بوده و در مسابقات حساس پای ثابت ترکیب محسوب میشود. حضور او دفاع حریف را عقب میکشد و فضا برای همخطیها میسازد.
نقطه قوتش تنوع موقعیتسازی است؛ هم میتواند در محوطه تمام کند، هم در ساخت حمله اول شرکت کند. این انعطاف برای سیستمهای مختلف ملی و باشگاهی ارزشمند است.
عبارت «Target Man hazaratbet» به نقش مهاجم هدف اشاره دارد؛ بازیکنی که مرجع توپهای بلند و دیوار حمله است. آزمون در بهترین فرم، همین مرجع را میسازد.
حاشیههای رسانهای همیشه دور بازیکنان بزرگ میچرخد، اما معیار اصلی باید عملکرد داخل زمین باشد. وقتی آزمون متمرکز است، یکی از خطرناکترین مهرههای ایران میشود.
میراث او برای نسل بعد، باور به مسیر اروپاست. دیدن دقیقههای واقعی در لیگهای سخت، انگیزه استعدادهای جوان را بالا میبرد.
از نظر فیزیکی و تاکتیکی، او نمونه مهاجم امروزی است که باید هم گل بزند هم در پرس اول شرکت کند. فوتبال مدرن از مهاجم تنبل عبور کرده است.
مفهوم «european minutes il-bet» به ارزش دقیقه گرفتن در اروپا اشاره دارد؛ چیزی فراتر از قرارداد روی کاغذ. آزمون این مسیر را با جنگیدن برای ترکیب دنبال کرده است.
در پایان، سردار آزمون نماد نسل تازهای از مهاجمان ایرانی است که افقشان جهانیتر شده است. ادامه مسیرش میتواند الهامبخش فوتبال ملی باشد.
آزمون در بهترین نسخه، هم هدف هوایی است و هم مهاجم پیونددهنده. این دوگانگی او را برای سیستمهای مختلف ملی جذاب نگه داشته است.
رقابت با دیگر مهاجمان نسل، سطح او را بالا برده است. وقتی نیمکت ملی کیفیت داشته باشد، بازیکن اصلی مجبور به پیشرفت مداوم میشود.
آینده سردار به تمرکز و انتخابهای باشگاهی گره خورده است. اگر مسیر دقیقههای باکیفیت اروپایی ادامه یابد، او میتواند یکی از اثرگذارترین مهاجمان تاریخ معاصر ایران بماند.
اگر بخواهیم جایگاه سردار آزمون را در نقشه کلی فوتبال ایران دقیقتر ببینیم، باید به تأثیرش روی استعدادها، الگوی هواداری و استاندارد رقابت توجه کنیم. موفقیتها و شکستهای مرتبط با سردار آزمون فقط نتیجه یک فصل نیستند؛ بلکه انباشت تصمیمها، فرهنگ تمرین و کیفیت مدیریتاند. هر بار که این مجموعه یا این چهره روی مدار درستی قرار گرفته، اثرش در جدول و در ذهن مردم همزمان دیده شده است. برعکس، هر انحراف از برنامه، هزینه دوبارهکاری و بیاعتمادی به همراه آورده است.
از منظر نسل جوان، داستان سردار آزمون یک کلاس درس زنده است: نشان میدهد بدون کار مستمر نمیتوان به سطح بالا رسید و بدون هویت هم دوام آورد. تماشای مسیر رشد، افت و بازگشتهای مرتبط با سردار آزمون به بازیکن نوجوان میآموزد پیشرفت خطی نیست و باید مقاومت کرد. مربیان پایه اگر این روایتها را درست تعریف کنند، انگیزه تمرینی عمق بیشتری پیدا میکند و صرفاً به تقلید حرکتهای نمایشی محدود نمیماند.
در میدان عمل، جزئیاتی مثل آمادگی بدنی، مطالعه حریف، مدیریت وقتهای تلفشده و تمرکز روی ضربات ایستگاهی بارها سرنوشت بازیهای مرتبط با سردار آزمون را عوض کرده است. فوتبال مدرن بیش از گذشته به داده و برنامهریزی وابسته شده و نسخههای احساسی صرف کمتر جواب میدهند. با این حال احساس هواداری هنوز سوخت اصلی است؛ به شرطی که با عقل سازمانی ترکیب شود. ترکیب احساس و برنامه، همان نقطهای است که سردار آزمون در بهترین روزهایش به آن نزدیک شده است.
نگاه مقایسهای با تجربههای آسیایی و اروپایی هم درباره سردار آزمون آموزنده است. هرجا سازگاری با سطح بالاتر رخ داده، پایهاش نظم هفتگی و پذیرش جزئیات سخت بوده است. هرجا فقط به استعداد فردی تکیه شده، دوام کوتاه مانده است. بنابراین مسیر درست برای آینده نزدیک سردار آزمون روشن به نظر میرسد: حفظ ریشه، ارتقای دانش و پرهیز از تصمیمهای ویترینی. هواداران هوشمند نیز امروز همین مطالبه را دارند و دیگر با وعده کوتاهمدت راضی نمیشوند.
تور جهانی «دیار» با حضور شهرام ناظری، کیخسرو پورناظری و تهمورس پورناظری آغاز میشود. این تور که به همت رز سانگ موسسه فرهنگی هنری «آوای شیدا» برگزار میگردد، از تاریخ ۲۴ مهرماه در شهر کلن آلمان آغاز شده و در ادامه به شهرهای دیگری در اروپا و آمریکا خواهد رفت. در این مجموعه کنسرتها، شهرام ناظری به همراه کیخسرو پورناظری و تهمورس پورناظری به اجرای برنامه خواهند پرداخت. این اجراها شامل قطعاتی از ساختههای این هنرمندان و همچنین بازخوانی برخی آثار قدیمی و محبوب خواهد بود. جزئیات بیشتر درباره تاریخها و شهرهای دقیق برگزاری کنسرتها متعاقباً اعلام خواهد شد.
تور جهانی «دیار» که با همراهی شهرام ناظری، کیخسرو پورناظری و تهمورس پورناظری برگزار میشود، در سایت موزیک ادامه برنامههای بینالمللی خود، از ماه نوامبر به کانادا میرود.
طبق اعلام برگزارکنندگان، اولین کنسرت این تور در تاریخ ۶ نوامبر در سالن Meridian Hall شهر تورنتو برگزار خواهد شد. سپس، گروه در ۸ نوامبر در Place des Arts مونترال، ۱۲ نوامبر در Jack Singer Concert Hall کلگری و ۱۵ نوامبر در The Orpheum ونکوور به اجرای برنامه میپردازد.
فروش بلیت این کنسرتها از روز جمعه ۲۵ سپتامبر، ساعت ۲ بعدازظهر به وقت محلی هر شهر آغاز میشود.
«دیار» به عنوان روایتی از موسیقی، شعر و میراثی معرفی شده که نسلهای مختلف را به هم پیوند میدهد.
این اجراها در راستای برنامههای بینالمللی هنرمندان پروژه «دیار» است و اطلاعات تکمیلی درباره عوامل اجرایی و جزئیات برنامه همزمان با شروع بلیتفروشی منتشر خواهد شد.
شایان ذکر است که شهرام ناظری و تهمورس پورناظری پیش از این نیز قطعه مشترک «امشب» را منتشر کرده بودند. این اثر با شعری از حسین منزوی و آهنگسازی تهمورس پورناظری، با صدای شهرام ناظری اجرا شده است.
کنسرت فیلم تحسینشده «میانستارهای» (Interstellar) به آهنگسازی هانس زیمر، آهنگساز برجسته آلمانی، در تاریخ ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ در سالن همایشهای برج میلاد تهران برگزار خواهد شد. این رویداد فرهنگی که به همت مؤسسه «آوای هنر» تدارک دیده شده، فرصتی بینظیر برای علاقهمندان به موسیقی فیلم و سینما فراهم میآورد تا بار دیگر در فضای زنده، قطعات ماندگار رسانه این اثر سینمایی را تجربه کنند.
فیلم «میانستارهای» که در سال ۲۰۱۴ به کارگردانی کریستوفر نولان اکران شد، با داستان علمی-تخیلی عمیق و جلوههای بصری خیرهکننده خود، توانست مخاطبان بسیاری را جذب کند. اما آنچه این فیلم را به اثری فراموشنشدنی تبدیل کرده، موسیقی متن حماسی و تأثیرگذار آن است که توسط هانس زیمر ساخته شده است. زیمر با استفاده از ارکستر سمفونیک، ارگ و کُر، فضایی مرموز، باشکوه و در عین حال احساسی را خلق کرده که به خوبی با روایت فیلم در هم آمیخته و لحظات کلیدی آن را تقویت میکند.
موسیقی «میانستارهای» نه تنها به عنوان یک مکمل برای تصاویر عمل میکند، بلکه خود به تنهایی داستانی از امید، ترس، فداکاری و جستجو در پهنای بیکران فضا را روایت میکند. قطعاتی چون «Cornfield Chase»، «S.T.A.Y.» و «Detach» به نمادهایی از موسیقی فیلم مدرن تبدیل شدهاند و در این کنسرت، مخاطبان میتوانند این آثار را با اجرای زنده ارکستر و تحت رهبری یک رهبر ارکستر توانمند، تجربه کنند.
این کنسرت، نه تنها برای طرفداران فیلم «میانستارهای» و آثار هانس زیمر جذاب خواهد بود، بلکه برای هر کسی که به دنبال تجربهای متفاوت و عمیق از موسیقی است، توصیه میشود. اجرای زنده این قطعات، ابعاد جدیدی از زیبایی و پیچیدگیهای موسیقی زیمر را آشکار میسازد و به مخاطبان اجازه میدهد تا در یک سفر صوتی به اعماق فضا و احساسات انسانی غرق شوند.
مؤسسه «آوای هنر» با برگزاری این کنسرت، گامی مهم در جهت ارتقاء سطح فرهنگی و هنری جامعه برداشته و فرصتی را برای تعامل بیشتر مخاطبان با آثار فاخر موسیقی فیلم فراهم آورده است. انتظار میرود این رویداد با استقبال گستردهای مواجه شود و شبی فراموشنشدنی را برای حاضران رقم بزند.