از آنجایی که معمولا بعد از مهمانی ها غذا زیادی باقی می ماند باید بتوانید از آن یک غذای خوشمزه ی دیگری درست کنید. درست کردن این غذا بسیار کار ساده ای است. با ما همراه باشید.
مواد لازم :
2 فنجان بوقلمون پخته
یک عدد کنسرو سوپ مرغ آماده
2/1 فنجان پنیر مونتری جک
2/1 فنجان پنیر چدار
2/1 قاشق چای خوری سیر
8 عدد تورتیلا ( آرد سفیدی که بسیار آسیاب شده است )
سس سالسا یا گواماکولا
مراحل :
مخلوط بوقلمون
مخلوط بوقلمون را آماده کنید.
در یک ماهیتابه گوشت بوقلمون, سوپ مرغ, پنیر ها و سیر را مخلوط کنید و به هم زدن ادامه دهید تا پنیر ها ذوب شوند.
مواد
ماهیتابه را از روی حرارت بردارید و کنار بگذارید.
تورتیلا
درون ماهیتابه کمی روغن اسپری کنید و تورتیلا را درون آن قرار دهید تا کمی نرم شوند.
اضافه کردن مخلوط
مخلوط آماده شده را به تورتیلا اضافه کنید.
4/1 فنجان از مخلوطی که آماده کردید را وسط تورتیلا قرار دهید, تورتیلا را ببندید و آن را کنار بگذارید.
سرخ کردن کیوسادیلا
درون ماهیتابه یک قاشق چای خوری کره بریزید و دو طرف کیوسادیلا را سرخ کنید.
کیوسادیلا
اکنون کیوسادیلای شما آماده است و می توانید آن را سرو کنید و از طعم آن لذت ببرید.
آرد 250 گرم کره 150 گرم تخم مرغ 2 عدد پودر قند 120 گرم هل 1 ق چایخوری گردوی خردشده 100 گرم کنجد به میزان لازم
طرز تهیه شیرینی اسکار
برای تهیه شیرینی اسکار طبق روال همیشگی تهیه انواع شیرینی خشک ابتدا باید پودر قند (کره/ مارگارین / روغن صاف / روغن جامد) را باهم مخلوط کنید تا جایی که به شکل یک کرم روشن دربیاید.
تخممرغها را در ظرفی جداگانه شکسته و زرده و سفیده را جدا کنید. سپس زرده تخم مرغ و هل را اضافه کرده و دوباره با همزن بزنید تا به شکلی یکدست دربیاید. در این مرحله، آرد را اضافه کرده و همزمان مایه شیرینی را هم بزنید تا خمیر نرم و لطیفی بدست بیاید و به دست نچسبد. سفیدهها را با چنگال بزنید تا از لختگی در بیاید. مقداری از خمیر را به اندازه یک فندق یا کمی بزرگتر با دست بردارید و داخل سفیده تخم مرغ بیندازید. گلوبههای خمیری را یکییکی داخل گردوی خردشده بزنید تا همه جای آنها به جز قسمت زیرین، به گردو آغشته شود. به این ترتیب زیر شیرینیها یکدست و صاف خواهد شد و گردوها قبل از پخت کامل شیرینی به خاطر تماس با سینی فر، نمیسوزند. شیرینیها را کف سینی فر بچینید. از آنجایی که در این شیرینی از کره استفاده شده، نیازی به چرب کردن سینی نیست. سینی را به مدت 20 دقیقه و با دمای 175 درجه سانتیگراد داخل فری که از قبل گرم شده قرار دهید. بعد از پخت شیرینیها، به آنها دست نزنید تا کاملا سرد بشوند. اگر شیرینیها به خاطر سفیده تخممرغ به سینی چسبیده بود، با استفاده از یک کفگیر یا چاقو آنها را به آرامی از سینی جدا کنید. شیرینیهای خوشمزه شما آماده هستند. شما میتوانید در صورت تمایل مقداری پودر قند روی آنها الک کرده و در ظرف مخصوص سرو بچینید و یک پذیرایی عالی با شیرینیهای خانگی دستپخت خودتان داشته باشید. این نکته هم قابل ذکر است که شما میتوانید به جای گردوی خردشده از پسته و یا کنجد نیز برای پوشاندن سطح این شیرینی استفاده کنید.
بیوگرافی باربد بابایی و همسرش + ازدواج و فرزندان دوقلو
بیوگرافی باربد بابایی
باربد بابایی متولد 20 شهریور 1357 در تهران، مجری است
فارغ التحصیل لیسانس زبان عربی از دانشگاه آزاد می باشد، از مجری گری شبکه ماهواره ای شروع کرد و در ایران با اجرای شب کوک به شدت مشهور شد
شروع فعالیت
دوست داشت کارگردانی بخواند اما به اجبار خانواده مترجمی خواند
از ترم اول دانشگاه سال 1376 وقتی 19 سال داشت بخاطر علاقه اش در دانشگاه یک گروه تئاتری تشکیل داد و سه سال به این گروه کار کرد
شبکه ماهواره ای ایران موزیک
در سال 1382 وقتی 25 ساله بود مدتی در شبکه مهاجر در برنامه موزیک ما و ایران موزیک در پشت صحنه کار می کرد که بعدها به پیشنهاد امیر غفارمنش مجری این برنامه ها هم شد
در همزمان کار شبکه ماهواره ای، چندین پیشنهاد همکاری در تلویزیون داخل را را بدلیل عدم علاقه خود رد کرد شروع بازیگری
با تئاتر و نمایش پرتگاه سال 1377 بصورت حرفه ای وارد عرصه هنری شد، در سال 79 برای اولین بار در سریال روزهای بیاد ماندنی شبکه اول نقش فرعی رو ایفا کرد و در چندین تله فیلم نیز حضور داشت
پیشنهاد ساخت برنامه موسیقی
در سال 1386 پیشنهاد ساخت برنامه موسیقی در رسانه ملی ا می دهد، حتی مجوز برای رسانه خانگی هم از وزارت ارشاد گرفته شد اما بدلایلی به سرانجام نرسید ماجرای ازدواج و همسرش
باربد بابایی ازدواج کرده و صاحب دو فرزند 15 ساله دوقلو است
در خیلی از سایت ها از غزل حشمت بعنوان همسر باربد بابایی یاد می کنند که صحت ندارد، این دو مدتی در یک برنامه کودک بعنوان همکاری در کنار هم اجرا داشتند که شایعات از این عکس زیر شکل گرفته است
ولی باربد بابایی متاهل و دارای فرزند می باشد
شب کوک و آوا نو
برنامه استعدادیابی موسیقی بنام شب کوک شبکه نسیم به تهیه کنندگی آقای دمیرچی، و مجری گری باربد بابایی در سال 94 با استقبال زیادی پخش شد
مجری برتر
او در یک نظرسنجی اینترنتی توانست جز دو مجری برتر از نظر تیپ مخاطبان قرار بگیرد
وضع مالی
پدرش یک زمانی خارج از کشور رستوران دار بوو و اوضاع مالی مناسبی داشتند، اما از 17 سالگی سعی کرده با کار کردن هزینه های زندگی خودشو در بیاره و متکی به گدر نبود
شغل دوم در آلمان
او با یکی از دوستان خود در هامبورک دفتر موسیقی و تهیه کنندگی و برگزاری کنسرت دارد، و در همه زمان ها پیشنهادهایی برای کار مجری گری در شبکه های ماهواره را دارد !
ساز تخصصی و خوانندگی
او بخاطر فیلمی بصورت تجربی گیتار زدن را یاد گرفت، و تجربه خوانندگی تیتراژ، در همه برنامه هایی که ساخته است رو دارد ولی زیاد بصورت جدی وارد خوانندگی نشده است
ترس و بی کلگی !
بیوگرافی باربد بابایی
می گوید فوبیای ارتفاع و غرق شدن دارد، ولی از هواپیما نمی ترسد
به استخر هم نمی رود، ولی می گوید آدم بی کله ایم، اگر احساس کنم کاری درسته سعی میکنم سیاست به خرج ندم و هر طرو شده انجام می دم
از نسیم تا شبکه 3
بابایی که برای اجرای دوباره برنامه شب کوک شبکه نسیم به در بسته مسئولان برای مجوز خورد، بعد از سال با ویژه برنامه ولادت پیامبر اکرم (ص) برای اولین بار مجری برنامه ای به نام ماه منیر شد و 4 شب در این شبکه اجرا داشت
پروانه امیرافشاری در ۱۳۲۳در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می باشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و … بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد
حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.
در سن ۲۰ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می شناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش می گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می کند.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش می آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه می دهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام ” سرگردان” در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می شود.)
پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب ترین نوع صداها می باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجره ای به باغ گل و … اجرا کرده است.
وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بیکار شد و بیمهری وی به حمیرا روز به روز بیشتر شد. حمیرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذیت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمایت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت.
وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می کند.
نوع صدا و سبک موسیقایی
صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهم تر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند
آهنگسازان
برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارت اند از: استاد علی تجویدی – استاد پرویز یاحقی – استاد اسدالله ملک – استاد کامل علی پور – استاد محمد حیدری – استاد محمدجلیل عندلیبی – حسن شماعی زاده – بابک رادمنش – کاظم رزازان – صادق نوجوکی – استاد فضل الله توکل – استاد انوشیروان روحانی.
ترانه سرایان و شاعران آثار
حافظ – مولوی – بابا طاهر عریان – استاد رهی معیری – استاد بیژن ترقی – هما میرافشار – لیلا کسری مشهور به هدیه – جلیلی بیدار – عماد خراسانی – کمال خجند – گلچین معانی – معینی کرمانشاهی
لیست آثار کلاسیک ماندگار حمیرا
(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی . هدیه عشق – بهار نورسیده بهار عشق من – محبت – ساز خاموش – دل خونه – محمد – درویشان – از دست عشق- بی وفایی – الهی بمیری –به خاطر تو – آهنگ محبت – می عاشقانه – گلهای تازه شماره ۱۴۵ با هم خوانی استاد محمودی خوانساری. و…
۱ـ اگر در خواب دیدید قوچی شما را تعقیب می کند ، نشانه آن است که زندگی شما را بدبختی تهدید خواهدکرد.
تعبیر چرا کردن قوچ در خواب
۲ـ اگر خواب ببینید قوچی به آرامی مشغول چرا کردن است ، به این معنا است که دوستان بانفوذ و قدرتمند به نفع شما بیشترین تلاش را خواهند کرد .
تعبیر خواب قوچ به روایت منوچهر مطیعی تهرانی
تعبیر دیدن قوچ در خواب
دیدن قوچ در رویاهای ما مبارک است و مبشر خیر و برکت و نعمت می باشد.
تعبیر قربانی کردن قوچ در خواب
یکی از معبران نوشته است که قربانی کردن قوچ در خواب نشان رستگاری بیننده خواب است ولی اگر به عنوان استفاده از گوشت حیوان باشد همین طور که گفته شد نعمت و برکت است زیرا گوشت حیوان حلال گوشت خیر و برکت تعبیر شده است.
تعبیر قوچ سفید در خواب
قوچ در خواب اگر سفید باشد بهتر از آن است که سیاه باشد. قوچ لاغر و ضعیف فقط نعمت است ولی قدرت نیست.
بیشتر بدانید تعبیر خواب چیست؟
از دیدگاه اسلام اصل علم تعبیر خواب یک علم الهی بوده و از هر کسی ساخته نیست، بلکه اولیای طراز اول میتوانند خوابهای ما را دقیق تعبیر کنند البته یک سری قوانین و مقرراتی وجود دارد و علمایی هم که در سطح متوسط هستند، میتوانند نشانههایی را نیز احتمال بدهند.
آفتاب پشت ابر نمی ماند مثل نویسی پایه دوازدهم مقدمه: پایان شب سیاه که همه ی طبیعت و آدم ها و حیوانات را به خاموشی کشانده است طلوع خورشید از پشت ابرهاست آنگاه آفتاب تلالوی طلایی اش را در فراز آسمان ها می تاباند و شب با آن سیاهی را آنچنان روشن خواهد ساخت که چشم ها از تابشش محسور شوند.
تنه انشاء: همانطور که پایان شبه سیه، سپید است پایان ظلم و ستم ، آسایش و آرامش است در امتداد مرگ، زندگی است. هیچ شرایطی یکسان باقی نخواهد ماند و هیچ حقیقتی پشت ابر پنهان نخواهد ماند و روزی ابرها کنار خواهد رفت و یک روز طوفانی با ابرهای سیاه که مانع از بیرون آمدن تور طلائی آفتاب است، کنار خواهد رفت و باری دیگر آفتاب می تابد… خدای رحمان و رحیم هرگز این اجازه را به هیچ کس نخواهد داد که حق بنده اش پایمال شود. آنقدر بزرگ است که حتی در تصور نمی گنجد.
چنین خدایی به نحوی که خود ما ، انگشت به دهان بمانیم معجزه ایی نازل خواهد کرد و اجازه نخواهد داد هر روز زندگیمان ابری و بارانی باقی بماند. درست در لحظه ایی که ناامیدی در حال احاطه کردن روح و قلبت است، طوفان را به اتمام خواهد رساند و آفتاب را مهمان قلب سرد و تاریکت خواهد کرد تا تو نیز باری دیگر به خود یادآور شوی که خدایی که برای خنداندن گلی ، آسمان را می گریاند و خدایی که برای شکوفه های خندانش آفتاب را از پشت ابرها بیرون خواهد آورد.
نتیجه گیری: توکل کن به خدایی که شب را در کنار روز، ابر را در کنار آفتاب و ظلم را در کنار نیکی قرار داده است.
با نام خدا انشا خود را شروع می کنم؛ موضوع انشا عید نوروز، هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.
نزدیک سال تحویل همه لباسهای نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.
وقتی که سال تحویل میشود روبوسی میکنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید.
در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.
در نوروز همه بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.
ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده میشویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.
ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم.
بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.
در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.
ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.
وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.
برای اینکه یک انسان بتواند در زندگی موفق باشد، به عوامل مختلف و متعدد نیاز دارد و یکی از آنها داشتن هدف در زندگی است. هدف زندگی به آن چشم اندازهایی گفته میشود که یک انسان برای آینده مد نظر قرار میدهد و به سمت آنها حرکت میکند تا در نهایت بتواند سرنوشتی برای خود رقم بزند که با سعادت و خوشبختی همراه باشد. بسته به اینکه فرد چه هدفی برای زندگی انتخاب کند، چگونگی آینده و سرنوشت او تعیین میشود. هدف داشتن لازمه زندگی پرنشاط و پرتکاپو است. بعضی از افراد در زندگی هدف خاصی ندارند و از تعیین هدف طفره میروند. به این نوع زندگی باری به هرجهت هم میگویند. هدف نداشتن در زندگی باعث احساس پوچی و سردرگمی شده و در نهایت فرد افسرده میشود. البته اینکه فرد در زندگی هدف داشته باشد، او را سعادتمند نمیکند. به عنوان مثال برخی افراد آنقدر اهداف بزرگ و دور از دسترسی برای خود انتخاب میکنند که تقریباً رسیدن به آنها ناممکن است و پس از مدتی که تلاش کردند اما به هدف نرسیدند، ناامیدی و سرخوردگی زندگی آنها را فرامیگیرد. گاهی حتی تعیین هدفهای واقعی و قابل دستیابی نیز به زندگی خوب و خوشبختی کمک نمیکنند. مانند گروهی که اهداف زیادی برای زندگی خود دارند که بیشتر آنها خوب و متعالی هستند اما هیچ تلاشی برای رسیدن به اهدافشان نمیکنند. یعنی صرفاً از داشتن هدف حرف میزنند. هدف در حرف و ذهن آنها وجود دارد اما در عمل برای رسیدن به آن هدف یا اهداف تلاش نمیکنند. درباره هدف زندگی سخن زیاد هست اما مهمترین آنها همین است که آدمها باید در زندگی هدف داشته باشند چون هدف به زندگی انسان معنا میدهد.
انشا در مورد هدف زندگی در قالب داستان
هرفردی در هر دورهای از زندگی هدفهایی دارد. برخی هدفها در طول عمر ثابت هستند و برخی دیگر با گذر زمان تغییر میکنند. من در سالهای مختلف زندگی هدفهای متفاوتی داشتم. چهارساله که بودم، هدف زندگیام خوردن همه بستنیهای دنیا بود. فکر میکردم اگر همه بستنیهای دنیا را بخورم به جایگاه واقعی خودم در زندگی رسیدهام. از یک بچه چهار ساله انتظار بیشتر از این هم نیست. پنج ساله که شدم، به مهد کودک رفتم. هدف زندگیام این بود که بتوانم مثل مربیمان یک زن مهربان باشم و شعرهای قشنگی را که او بلد است بخوانم. آخر سال همه شعرهای او را حفظ شده بودم اما به اندازه او بزرگ نبودم. تابستان همان سال، هدف قبلیام را به کل فراموش کردم. با هواپیما به مسافرت رفتیم و به این نتیجه رسیده بودم که قدرتمندترین فرد روی زمین یک خلبان است. برای همین تصمیم گرفتم هر کاری میتوانم انجام دهم تا خلبان شوم و به هرجا خواستم بروم. خواهرم به هدف زندگیام خندید و گفت که خلبان از خودش هواپیما ندارد. پس من تصمیم گرفتم یک هواپیما هم بخرم و این حداقل تا وقتی که به مدرسه رفتم، تبدیل به هدف بزرگی در زندگی من شده بود. یکی از هدفهای سالهای دوران دبستان که هرگاه بهش فکر میکنم خندهام میگیرد این بود میخواستم مثل جابر بن حیان، حافظ یا سعدی، ابن سینا و همه دانشمندان و شاعران بزرگ بشوم. آنها که فقط دانشمند یا فقط شاعر بودند به قدر کافی تلاش نکرده بودند، هدف زندگی من این شده بود که فرد بزرگی شوم نه مثل آنها که فقط در یک زمینه فعالیت کردهاند، به خودم میگفتم: من همه زمینهها دانشمند خواهم شد و ادیب و فیلسوف و شاعر و نویسنده و… از دیگر هدفهای زندگی من گرفتن جایزه نوبل، رئیس جمهور شدن، کشف کردن یک عنصر دیگر، بهتر از پیکاسو نقاشی کشیدن و هزار هدف دیگر بود که کودکیام با فکر کردن به آنها گذشت. اما هیچ کدام از آن اهداف ماندگار نشدند و الان در حد یک خاطره هستند. الان یک نوجوان هستم. میتوانم درست فکر کنم و با توجه به امکانات و استعدادهایم برای خودم هدف تعیین کنم. اینکه بتوانم یک انسان مفید به حال خودم، خانوادهام و جامعه باشم، هدفی مناسب برای داشتن زندگی خوب است و برای رسیدن به این هدف با تمام وجودم تلاش خواهم کرد.